|
اين عشق هم طرب ميآورد هم وحدت، هم ديو را فرشته ميكند، هم غم را ميزدايد، هم برتر از شريعت مينشيند، هم دليري به عاشق ميدهد، هم كرم و سخاوت، هم زبانگشاده هم دست گشاده هم روش گشاده، هم خلق حَسَن، هم كام شيرين، هم ميميراند، هم زنده ميكند، هم حرص را ميبرد هم بخل را. و در يك كلام خليفه خدا بر روي زمين است و بلكه چنانكه در ديوان شمس آمده اين عشق، عين خداست: دوش ديوانه شدم عشق مرا ديد و بگفت آمدم نعره مزن جامه مدر هيچ مگو
در ره دل چه لطيف است سفر هيچ مگو
گفت ميباش چنين زير و زبر هيچ مگو
گفتم اين روي فرشته است عجب يا بشر است گفت اين غير فرشته است و بشر هيچ مگو
گفت اين هست ولي جان پدر هيچ مگو
|
|