|
" مولانا " عشق اصلی را نزد خدا می داند بيان "مولانا" بياني عرفاني است كه به زباني دقيق و لطيف در آمده . ازنظر "مولانا" همه اوصاف كمال كه در عالم وجود داشته باشد، همه صفات خداوند هستند. از اين رو هر كاري كه انسان انجام مي دهد جلوه اي از خداست . مثلا زراعت هم كار خداست . زيرا خداوند در قرآن مي فرمايد :« آيا شما هستيد كه زراعت مي كنيد يا ما ؟» در واقع انسان هميشه نايب خدا در زمين است، در همه كارها هم از جانب خداوند نايب مي شود. همه صفات كمال صفات خداوند هستند، "مولانا" عشق را هم از اوصاف خداوند می داند. او عشق اصلي را نزد خدا و آن را بسان زرناب می داند. در حالي كه عشق انساني ما فقط زراندود است، "مولانا" مثالي مي زند مبني بر اينكه آتش سرخ است، نور آن سفيد است و چوب در حال سوختن هم منشا دود است. او معتقدست عشق ما دود دارد، در حالي كه عشق خدا پاك است. ادامه مطلب
در دل و جان خانه كردي عاقبت هر دو را ديوانه كردي عاقبت آمدي كآتش در اين عالم زني وانگشتي تا نكردي عاقبت اي ز عشقت عالمي ويران شده قصد اين ويرانه كردي عاقبت من تو را مشغول ميكردم دلا ياد آن افسانه كردي عاقبت عشق را بيخويش بردي در حرم عقل را بيگانه كردي عاقبت اي دل مجنون و از مجنون بتر مردي و مردانه كردي عاقبت
مولانا |
|