تبليغاتX
مصاف عقل و عشق

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 مهر1385ساعت 7:40 AM  توسط مهدی  | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 مهر1385ساعت 7:5 AM  توسط مهدی  | 

 

 

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران


رفتم از كوي تو ليكن عقب سرنگران


ما گذشتيم و گذشت آنچه تو با ما كردي


تو بمان و دگران واي بحال دگران


مي روم تا كه به صاحبنظري باز رسم


محرم ما نبود ديدة كوته نظران


دلِ چون آينة اهل صفا مي شكنند


كه ز خود بي خبرند اين زخدا بي خبران


سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن


كاين بود عاقبت كار جهان گذران


شهريارا غم آوراگي و در بدري


شورها در دلم انگيخته چون نوسفران

 

                                                                         شهریار

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 مهر1385ساعت 7:3 AM  توسط مهدی  | 

در كوي فقر اهل صفا يافت مي‌شود
هرجا نياز است دعا يافت مي‌شود

اي دردمند عشق، راه اهل دردگير
جايي كه درد هست دوا يافت مي‌شود

با همت بلند به عزت توان رسيد
در كوه قاف رد هما يافت مي‌شود

خود را بساز در رمضان تا مجال هست
سهمي بگير مائده تا يافت مي‌شود

شب زنده‌دار باش و دل خويش زنده دار
در شام قدر آب بقا يافت مي‌شود

جهدي كه خود در آينده خود ببيني‌اش
ورنه خداي در همه جا يافت مي‌شود

دل را به سعي عشق مصفا كن و ببين
در آن بدون سعي چه‌ها يافت مي‌شود

سعي و صفا و مروه‌ اداي مناسك است
ورنه، به مروه نيز صفا يافت مي‌شود

آن لحظه‌اي كه لايق قربان شدن شديم
در هر قدم هزار منا يافت مي‌شود

«قصري» بكوش تا به خود بي‌خودي رسي
در بي‌خودي محض خدا يافت مي‌شود

                                                     كيومرث عباسي قصري

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 مهر1385ساعت 6:28 AM  توسط مهدی  | 

        

         سروش عشق بر گلدسته‌ي مطهّر ماه رمضان حاضر گشته و با ترنم پر طراوت روزه‌داري، باب رمضان را به روي رمضانيان در سحرگاهان هر روز، گشوده مي‌سازد. زمين عشق است و آسمان عشق و اين دلداده‌ي واقعي عشق است که باب رمضان را به روي خويش گشوده مي‌يابد و خود را ملبس به جامه‌ي رمضاني مي‌سازد.
          تن به دنياست و جان به آخرت و اين روح مفتون پرواز است که در عالم صغير نظر به خطيره‌ي القدس دارد و طريق پرواز مي‌جويد. تن عالم صغير است و روح که آن را ابزاري در جهت تکامل و رسيدن به ديار واصلين مي‌داند، با تمسّک و چنگ زدن به ماه مبارک صيام، عزم آن دارد تا خود را طاهر ساخته و از زندان تن رهايي يابد.
          ماه مبارک صيام در مي‌رسد و صائمين براي مبارزه با نفس غدّار، خود را مسلح به سلاح روزه نموده و امساک را پيشه‌ي خويش مي‌سازد. امساک در برابر تمنّيات و تعلّقات دنيوي که به واقع متارکه‌ي دنيا و مقاصد شوم آن است، از شروط آني گشتن بوده و فضايل خليفه‌ي الهي را با خود به ارمغان مي‌آورد... .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 مهر1385ساعت 5:49 AM  توسط مهدی  | 

نیامدم به سراغت , مرا مگر تو ببخشی
گلایه های دلم را به یک نظر تو ببخشی

نشسته ام سر راهت چه می شود به نگاهی

غریب خاطره ها را در این سفر تو ببخشی

مگو نجیب زمانه , ز چشم ما گله داری

مگر نه وعده نمودی که بیشتر تو ببخشی؟!

شبانه حرف دلم را اگر برای تو گفتم

خیال من همه این بود مرا سحر تو ببخشی

شکو فه های غزل را به پیش پای تو ریزم

به یک نگاه صمیمی مرا اگر تو ببخشی!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 مهر1385ساعت 5:37 AM  توسط مهدی  | 

 

ماه صیام گناهان را می سوزاند و معنی " رمض " سوخته شدن پای از گرمی زمین است ، چون ماه صیام موجب سوختگی و تکلیف نفس است .

فرا رسیدن ماه رمضان بر رهروان طریق عشق گرامی باد .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 مهر1385ساعت 4:37 AM  توسط مهدی  |